مرضيه محمدزاده

1620

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

بهروز سپيد نامه بهروز سپيد نامه فرزند جليل در سال 1345 ه . ش در شهرستان « ايلام » ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود طى كرد و كاردانى خود را در رشته‌ى علوم اجتماعى از تربيت معلم كرمانشاه و سپس كارشناسى خود را در همان رشته با گرايش پژوهشگرى در دانشگاه علامه طباطبايى تهران اخذ نمود و توانست فوق ليسانس خود را در رشته‌ى جامعه‌شناسى از دانشگاه آزاد واحد مركز تهران بگيرد . سپيد نامه فعاليت‌هاى شعرى خود را از سال 1367 به صورت محفلى با بعضى از دوستان شاعر همشهرى خود به طور جدّى آغاز نمود . از ايشان تاكنون دو مجموعه گردآورى شده است : يكى با نام « صبح نقره‌اى » كه مجموعه شعر فرهنگيان استان ايلام است و ديگر مجموعه نثر ادبى با نام « زمزمه محبت » در رابطه با مقام معلم است . از سپيد نامه يك مجموعه غزل با نام « بخوان اى همسفر با من » در زير چاپ مىباشد . همچنين مجموعه شعر « گيتار باد » كه ترجمه و شرح شعرهاى « بدر شاكر السياب » است را آماده چاپ دارد . رويكرد اصلى وى در شعر سرودن غزل مىباشد گرچه در شعر نو نيمايى و سپيد نيز طبع آزمايى كرده است . سپيد نامه در استخدام آموزش و پرورش است و هم اكنون مشغول تدريس در دانشگاه آزاد و ساير مراكز آموزش عالى استان ايلام مىباشد . - * - دريا تلاوت مىكند خورشيد را در تشت زر * آيينه افشا مىكند در حيرتش خون جگر يك سو فرات از تشنگى ، مانند صحرا مشتعل * و آن سوى بر دست جنون ، ناى شقايق شعله‌ور عريانى تيغ است در هيجاى ظهرى آتشين * تنهايى چشمانى از شام يتيم آشفته‌تر با خيمه‌هاى منتظر گيسوى باران بافته * دستى كه مىگردد پىروياى مشكى دربه‌در افكنده دريال جنون ، سرپنجه‌هاى شوق را * تا بشكند پيمانه با سقّاى مفقود الاثر منظومه‌ى پيمان خون از كهكشان آموخته * گر بر مدار الفتى ديرينه مىگردد قمر صحرا ، پريشان در شفق ، غمگين‌تر از چشمى كه بست * بر گرده‌هاى بىكسى ، شلّاق و زنجير سفر دريا تلاوت مىكند خورشيد را در تشت زر * فرياد حيدر مىرسد از ناى خاتونى دگر * * * نينوا : باز ، اين دل ، اين دل طوفانيم * مىبرد تا بىسر و سامانيم انتظارى تازه دارد چشم من * مىشكوفد خوشه‌هاى خشم من چشم من چندى است قحطى خورده است * در عزاى اشك‌هاى مرده است خسته‌ام من ، خسته‌ام ، درمانده‌ام * از گروه عاشقان جا مانده‌ام